هایدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

هایدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود تحقیق کامل درمورد مرگ تا رستاخیز

اختصاصی از هایدی دانلود تحقیق کامل درمورد مرگ تا رستاخیز دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق کامل درمورد مرگ تا رستاخیز


دانلود تحقیق کامل درمورد مرگ تا رستاخیز

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 56
فهرست و توضیحات:

مقدمه                                    

بخش اول: جهان پس از مرگ                   

بخش دوم: عالم برزخ                        

بخش سوم :قیامت از دیدگاهی گسترده          

بخش چهارم : رابطه رستاخیز و انسان        

منابع و مآخذ                              

 

مقدمه :

جهانى که به وسیله حواس آن را درک مى‏کنیم، دنیایى آمیخته با حرکت و تحول است. سکون و رکودى در هیچ یک از پدیده‏ها نیست و اصولاً عالَمِ طبیعت مجموعه‏اى از تحولات و تحرکات است. مطابق قانونِ اصل بقا وعدم انعدام موجودات پس از وجود، مظاهر طبیعت پیوسته و بى‏وقفه به جنبش و تکاپو ادامه مى‏دهند. ثبات و سکونى در گوشه و زوایاى صحنه وسیع جهان به چشم نمى‏خورد. هر کجا بنگرى، حرکت و جوشش است. اصولاً نهاد جهان ناآرام و متحرک و پویاست؛ تا آن جا که تمام دانشمندان الهى و مادى معتقدند حرکت دنیاى طبیعت، حرکتى کلى و همگانى است و قانون تحول بر تمام ذرات و کلیات و مواد این عالم حکومت دارد. حرکات هماهنگ و تعالى بخش است، نه ارتجاعى و منحط.
هماهنگى و همراهى در کل جهان و اجزاى آن، حقیقتى را براى ما روشن مى‏سازد که این تحول فراگیر و جهان شمول بدون مقصد و هدف کلى نخواهد بود و فقط مقاصد جزئى و مادى ندارد. اصولاً این نوع حرکت‏ها در صورتى مفهوم درست و توجیه معقول پیدا مى‏کند که جهت و هدفى مناسب با گستردگى و عظمت آن موجود باشد؛ به ویژه که قلمرو این تحرکات فقط منطقه «صورت» و «عوارض» ماده نیست، بلکه در ذات و جوهر موجودات نیز جارى است، زیرا به قول ملاصدرا جهان در عمق ذات و جوهر وجودیش به سوى مبدأ کمال در شتاب است. این سیر و حرکت است که موجودیت جهان را با تمام تکثرات و تنوعاتش تشکیل داده است.
به سخن دیگر: جهان بدان‏گونه ایجاد شده است که روبه تعالى باشد و این هدف از حوزه زمان و مکان بیرون نیست. این تحولات و سیر و حرکت‏ها از سنخ حرکت‏هاى ظاهرى - که از شهرى به نقطه دیگرى است - نمى‏باشد، بلکه از مقوله «شدن» و صیرورت است؛ مانند جوان شدن کودک و پیرى میانسال و تبدل صورت‏هاى نوعى. به دیگر سخن، از نوع گذر از مرحله قوه و استعداد به حوزه فعلیت است. هر موجودى استعداد تحول به مرتبه بالاتر را دارد. در این موارد مبدأ و مقصد، حرکت و محرک، وحدت پیدا مى‏کند، زیرا متحرک با افاضه حرکت، حرکت را از خودش آغاز مى‏کند و در خویشتن خویش به سیر ادامه مى‏دهد و به خود باز مى‏گردد، که بى‏گمان «خودنهایى» مرتبه بالاترى از «خود ابتدایى» است. یک دانشمند پس از تخصص در رشته‏هاى علمى، همان کودک بى‏سواد سابق است، ولى در این مرحله، برتر از مرحله کودکى است. مجموعه جهان نیز در حرکت دائمى و منظم خود همچون کودکى به سوى بلوغ پیش مى‏رود.

هر موجودى در گستره جهانْ مطابق توانایى‏هاى وجودى خاص خویش در مسیر معیّنى به همراه کاروان هستى در تکاپوست. نتیجه نهایى هر حرکتى در پایان آن نمایان مى‏گردد. از جانب دیگر از تمام حرکت‏ها با توجه به ویژگى‏هاى متفاوت و مراتب متنوع و کیفیت متحرک‏ها نمى‏شود نتیجه واحدى انتظار داشت؛ فى‏المثل یک هسته بادام - که داراى قابلیت خاص وجودى و توان مخصوص و مسیر مشخصى است - در طى حرکتى که انجام مى‏دهد، در مقطعى به صورت درخت معیّنى درمى‏آید. برعکس هسته زردآلو با توان خاص وجودى که دارد، به درخت دیگرى مبدل مى‏شود. از هسته خرما جز به وجود آمدن نخل نمى‏شود انتظارى داشت. پس براى هر حرکتى نتیجه متفاوتى وجود دارد. بنابراین در سیر کاروان هستى به سوى مقصد و معاد، هر موجودى یک نوع معاد دارد و شکل خاصى از آن را در منتهى‏الیه حرکت باید توقع داشته باشیم. حتى اگر دو موجود از یک نوع - مثل انسان - در دو جهت مختلف به سیر و تکاپو بپردازند، بدون تردید در سیر نهایى به نتایج متفاوت و گاه متضادى مى‏رسند؛ زیرا هر کدام حامل استعداد مخصوص و خصوصیات وجود محدودى هستند و با تفاوت راه‏هاى انتخابى، نتیجه مناسب با وضع خود را احراز مى‏کنند.
امکان ندارد دو نوع حرکت از دو موجود با توان و شایستگى متفاوت و مسیرهاى مختلف به نتیجه واحدى منتهى شود، بلکه گندم از گندم مى‏روید و جو از جو. در مسیر نهایى تکامل و رسیدن به مبدأ کمال نیز موجودات به نتایج متفاوتى دست پیدا مى‏کنند.

حرکت و متحرک‏ها را پایانى است و هر کدام از موجودات آغاز و انجامى دارند. هر آفریده و آفرینش نیز در طى حرکت به پایان مى‏رسند و توان وجودى خود را از دست داده، سپس اعاده و تجدید مى‏گردند. به عبارت دیگر: هر موجودى که در حد وجودى خود از لوازم حیات مانند شعور و علم و قدرت برخوردار است، در منتهاى سیر خود، همه شایستگى‏هاى وجودى را از دست داده و به مرگ مى‏انجامد و پس از آن مجدداً برگشت داده مى‏شود. پس هر موجودى را مرگى و پس از مرگْ تولد تازه‏اى است. هیچ موجودى در انتهاى حرکت در کام نیستى فرو نمى‏رود و از محدوده هستى حذف نمى‏شود؛ زیرا موجود پس از این‏که لباس هستى را پوشید، دیگر معدوم نمى‏شود، تا اعاده آن محال باشد، بلکه نحوه خاص وجودى خود را از دست مى‏دهد و با یک جهش وجود تازه‏اى پیدا مى‏کند.

هر مرتبه‏اى از مراتب هستى در ظرف وجودى خود کمالاتى را بالفعل داراست و در عین حال کمالات برتر و بیش‏ترى را فاقد است. به عبارت روشن‏تر: تمام موجودات به تناسب توان و نحوه وجودى که دارند، در حد خود از مراتب حیات و علم و شعور و قدرت و کمالات دیگر بهره‏مندند، لیکن طالب کمالات بیش‏تر و درجات زیادترى هستند؛ زیرا علم و حیات و شعور موجودات در حد وجودى آنهاست. آنان مى‏کوشند به درجات بالاتر صعود کنند. خلاقیت و ابتکار برخى از پرندگان و جانوران از شگفت‏ترین کارهاى آنهاست که علوم شمه‏اى از آن را کشف کرده و از شعور مرموز آنها پرده برداشته است.

هر موجودى از داشتن کمال در ابتهاج و التذاذ است و در حفظ آن کوشاست و نسبت به کمالاتى که ندارد، بى‏قرار و مشتاق است. موجودات به حسب ظرفیت وجودى، از آن چه دارند، خوشنودند و از آن چه ندارند، متنفر و فرارى‏اند. به همین جهت طالب و عاشق مراتب بالاتر و کمالات وجودى والاترند. مى‏روند تا محدودیت وجودى را کنار زده و دایره وجودى خویش را وسعت دهند. اقتضاى این عشق و شور در این است که هیچ موجودى به مراتبى خاص بسنده نکند؛ زیرا در هر مرتبه‏اى پاى عدم‏ها و فقدان‏ها و نداشتن‏ها و نبودها به میان کشیده مى‏شود. موجودات مى‏روند تا به وجود و کمال و جمال و قدرت‏مطلق برسند. کمال مطلقى که از هرگونه نقص و کمبود منزه است. إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا اِلَیْهِ راجِعُونَ بدین مفهوم است. بنابراین مجموعه کاروان هستى به سوى مبدأ و معاد حرکت مى‏کند و هر موجودى مرگ و حیات و حشر و قیامتى دارد. حشر انسان‏ها به خاطر این‏که حامل استعدادهاى بیش‏ترند و از مراتب والاى وجودى مانند عقل و اراده و اختیار و آزادى برخوردارند و از انواع جبرهاى طبیعى و غریزى و ژنیتیکى و جبر محیط و تاریخ آزادند و از فیض هدایت تکوینى و تشریعى بهره کافى دارند، با سایر موجودات فرق خواهد داشت.
با ظهور رستاخیز کبرى، تحولى بنیادى و انقلابى فراگیر در تمام پدیده‏ها پدیدار مى‏گردد، تا جایى که نظامى برتر و آفرینش تازه و متکامل‏ترى تحقق پیدا مى‏کند. قیامت منحصر به انسان نیست، بلکه یک دگرگونى مطلق و همه جانبه در تمام نظامات جهان است. علوم مادى نیز از ایجاد چنین تحولى در آینده سخن گفته است.
به هر روى کمالات نسبى سرانجام به کمال مطلق باید برسند. تمام پدیده‏ها مولود قدرت مطلق و عقل خلاق خداى عالَم است. باشد که به سرچشمه اصلى یعنى کمال مطلق باز گردند. انسان هم جزئى از کل است که مطابق توان وجودى خویش به انتهاى خط مى‏رسد و مطابق اعمال و کردار خویش کیفر و پاداش مى‏بیند (وإِلَى اللَّهِ تَصیرُ الْاُمُورُ.

بخش اول: جهان پس از مرگ

حوادث شب اول قبر
بازپرسى همگانى نیست
حیات قبر
حیات قبر یعنى چه؟
نقدى بر این برداشت
پاسخ فلسفى حیات قبر
حکمت تلقین مرده
بیدارى و آرامش روان
نقش اجتماعى مراسم تلقین

 

حوادث شب اول قبر

اولین حادثه‏اى که بعد از مرگ انجام مى‏گیرد، سؤال و فشار قبرى است که واقع مى‏گردد. قضیه سؤال و فشار قبر از دیر زمان مورد بحث و گفتگوى متکلمان و دانشمندان اسلامى قرار گرفته، و از قدیم در زبان و سخن مسلمان‏ها و پیروان مذاهب، شهرت پیدا کرده است. وقتى انسان مى‏میرد و روحش از کالبد خارج مى‏شود، در شب اول قبر، مورد سؤال و بازپرسى مرزبانان الهى (نکیر و منکر) قرار مى‏گیرد. اگر مرده منکر خدا و یا جنایتکار باشد، آن‏چنان در فشار قبر خواهد بود که مغزش متلاشى و استخوان‏هایش مى‏شکند! و اگر انسان مؤمن و نیکوکارى باشد، در بهترین وضعیت روحى واقع شده و از عذاب قبر در امان خواهد بود.
متأسفانه برخى از متکلمان به همین شهرت اکتفا کرده و زحمت تحقیق را به خود نداده‏اند و بر اثر ظاهربینى گمان کرده‏اند مقصود از قبر، همین گودى تنگ و تاریک گورستان است! آن جا که جسم بى‏جان آدمى را دفن مى‏کنند! که در بعضى روایات از آن به «لَحَد»تعبیر شده است. این برداشت از سوى منکران و برخى از روشنفکران مسلمان مورد انتقاد قرار گرفته است. آنها مى‏گویند: اگر کسى در دریا غرق و طعمه ماهیان شود و یا بدنش آتش گرفته و خاکسترش بر باد رود، دیگر قبرى نخواهد داشت، تا مورد سؤال و فشار واقع گردد؛ مضافاً بر این‏که بدن بى‏روح، چگونه مورد پرسش و عذاب قرار مى‏گیرد؟! در حالى که احساس و حیاتى ندارد، تا صداها را بشنود و فشار قبر را حس کند!
طرفداران نظریه فوق که در برابر این‏گونه اشکالات، در بن‏بست قرار مى‏گیرند، جواب داده‏اند: ذرات اصلى بدن انسان، از شکم ماهى و اعماق دریا، در گوشه‏اى از زمین گرد آمده و شب اول قبر آنان، در آن مکان تشکیل مى‏گردد. آنها براى این‏که عذاب و سؤال قبر معقول باشد، مى‏گویند: روح انسان در شب اول قبر به بدن یا باقى مانده آن، بر مى‏گردد و سپس تا قیامت بدن را ترک مى‏کند!
آنها چون حقیقت قبر را نشناخته‏اند، افسانه بافته و چون حقیقت را ندیده‏اند ره‏افسانه زده‏اند! ولى واقعیت بالاتر از این‏گونه تصورات عامیانه است. در این میان ماتریالیست‏هاى فرصت طلب و روشنفکران علم زده، این برداشت غلط را دستاویزى یافتند، تا بر مذهب بتازند و یک اشکال از آن بسازند و بگویند: عده‏اى در شب اول مرگ یک انسان، رفتند و ضبط صوتى در قبرش گذاشتند و آرد نخود در دهان مرده ریختند، تا حقیقت را کشف کنند؛ آنها پس از دو شب رفتند و قبرش را شکافتند، ولى اثرى از سؤال و جواب نیافتند، و این آزمایش ثابت کرد سؤال «نکیر و منکر» بى‏اساس است، و با فرا رسیدن مرگ، حیات انسان خاتمه پیدا مى‏کند!
اینان گمان کرده‏اند مقصود از قبر همین حفره وحشتناک یک متر در دو متر است! در حالى که از اخبار ائمه معصوم(ع) استفاده مى‏شود قبر سرآغاز حیات برزخى انسان است و پرسش مرزبانان مستقیماً از روح، در قالب جسم مثالى انجام مى‏شود، نه در کالبد مادى! علامه بزرگوار مجلسى و فیض کاشانى حوادث قبر را - از روایات - بدین‏گونه برداشت کرده‏اند: منظور از قبر، این گودال تنگ و تاریک نیست، بلکه مراد، جایگاه روح انسان در عالم برزخ است؛ زیرا روح، پس از دفن بدن و از شب اول قبر زندگى برزخى را شروع مى‏کند، و برزخ هر انسانى از کنار قبرش ظاهر مى‏گردد. از سوى دیگر تفهیم آغاز حیات برزخى براى زندگان، در صورتى معنا پیدا مى‏کند که کلمه قبر به میان آید، تا محسوس و ملموس گردد؛ از این‏رو واژه قبر به کار رفته است. به همین دلیل علامه مجلسى در بحار الانوار حوادث قبر را از حالات انسان در برزخ به شمار آورده است.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درمورد مرگ تا رستاخیز

پروژه ارتقای اثر بخشی مطالعات مهندسی ارزش با استفاده از مدیریت ریسک. doc

اختصاصی از هایدی پروژه ارتقای اثر بخشی مطالعات مهندسی ارزش با استفاده از مدیریت ریسک. doc دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پروژه ارتقای اثر بخشی مطالعات مهندسی ارزش با استفاده از مدیریت ریسک. doc


پروژه ارتقای اثر بخشی مطالعات مهندسی ارزش با استفاده از مدیریت ریسک. doc

 

 

 

 

 

 

 

 

نوع فایل: word

قابل ویرایش 20 صفحه

 

چکیده:

مهندسی ارزش ابزار موثر تصمیم سازی برای مدیران می‌باشد. مطالعات ارزش فرصت‌های مناسبی برای کاهش هزینه طول عمر، بهبود کیفیت، بهبود ساخت‌پذیری، کاهش زمان ساخت، افزایش طول عمر و گاه ترکیب موارد بالا در اختیار قرارمی‌دهد. تحت فشارقرارگرفتن مدیران در پذیرش و اعمال تغییرات پیشنهادی از یک سو و مسوولیت ایشان در قبال حوزه تحت اختیار به همراه ریسک و ابهام ذاتی گزینه‌های پیشنهادی از سوی دیگر اغلب این افراد را در وضعیت دشوار قرار می دهد. از اینرو مدیران زیادی بدلیل ابهام در مورد مقدار ریسک گزینه‌های ارائه شده در مطالعات ارزش از قبول انجام این مطالعات سرباز زدهیا در طول مطالعات مقاومت می‌نمایند. از اثرات این تصورات می‌توان به انتخاب گزینه‌های کم‌خطرتر و اغلب کم ارزش‌تر، رد گزینه‌های خلاقانه، عدم تناسب ریسک در تصمیم‌ها و پروژه‌ها و در نهایت تاخیر در تصمیم‌گیری اشاره کرد. در این مقاله به اثر بکارگیری مدیریت ریسک در مطالعات ارزش و شفاف‌سازی ذهن مدیران نسبت به اثرات طرح مبنا و گزینه‌های پیشنهادی و اقدامات چهارگانه حذف، تسکین، انتقال و پذیرش ریسک یا ترکیبی از اقدامات با اشاره به چند مطالعه موردی بررسی می‌شود و در نهایت روش پیشنهادی تلفیقی و تحلیل کیفی ریسک به کمک AHP را تلفیق مهندسی ارزش با مدیریت ریسک بعنوان نتیجه این نوشتار، ارائه می‌گردد.

 

مقدمه:

مدیریت ریسک و مهندسی ارزش هر دو پدیده‌های نوظهور و جدیدی در ایران هستند. در ایران از طرفی با توجه به بحران‌های مکرر و کمبود روزافزون منابع، مدیریت نوین ناگزیر از استفاده از تمامی ابزارها و توانایی‌های خویش در جهت دستیابی به اهداف می‌باشد. تقریباً تمام مدیران به‌دنبال ابزاری هستند تا خطرات و پیامدهای ناشی از تصمیمات را تا حداقل ممکن کاهش دهد. مدیریت ریسک ابزار جدیدی است که در زمان کوتاه توانسته است جایگاه مناسبی برای خود پیدا کند. غیر از ابزارهای کمی‌سازی ریسک که به‌دلیل محاسبات پیچیده مانع فراگیری همگانی آن می‌شوند، ابزارهای ساده و بررسی کیفی ریسک، ساده و برآمده از تفکر منطقی می‌باشد.

ترکیب عوامل مختلف طرح در پروژه‌های عمرانی به صورتی پیش‌بینی شده است که اغلب ریسک‌ها به عوامل غیر‌تصمیم‌گیر منتقل می‌شود. با ترکیب سه عاملی (کارفرما، مشاور و پیمانکار) که ترکیبی معمول و جا افتاده می‌باشد، ریسک‌های طراحی به مشاور طرح و ریسک‌های اجرا به پیمانکار انتقال می‌یابد. در ترکیب‌های چهارعاملی ریسک‌های مدیریتی به مدیریت طرح و ریسک‌های باقیمانده مدیریت به این دو عامل نیز انتقال می‌یابد. ظهور مهندسی ارزش و اجباری‌شدن آن در طرح‌های پرهزینه و پیچیده، به‌دلیل ماهیت دگراندیش آن و تفکر خارج از چهارچوب عادات و روش‌های معمول و پذیرفته شده، موقعیت دشواری برای کارفرما ایجاد می‌کند.

توجه به این نکته ضروری است که در فرآیند تصمیم‌گیری برای اجرای پروژه‌ها باتوجه به اینکه در کشور ما دولت، کارفرما و تصمیم‌گیر اجرای بسیاری از پروژه‌های عظیم می‌باشد، در بسیاری از مواقع محافظه‌کاری و ریسک‌گریزی غیرمنطقی مدیران دولتی سبب انتخاب گزینه‌های پرهزینه و کم ارزش گردیده است. دلیل این محافظه‌کاری و ریسک‌گریزی معقول ریشه در ریسکی که مدیران از گزینه‌های مختلف متصورند، باید جستجو نمود. این ریسک‌های تصوریبه‌همراه عدم آگاهی و دانش نسبت به طرح‌های پیشنهادی و ریسک‌های عناصر مختلف این طرح‌ها سبب انتخاب گزینه‌های نابهینه و از بین رفتن فرصت‌ها می‌گردد.

 

فهرست مطالب:

چکیده

مقدمه

تحلیل و مدیریت ریسک

مهندسی ارزش

نمونه مطالعات

اثرگذاری مهندسی ارزش بر ریسک پروژه‌ها

مزایا، معایب و محدودیت‌های استفاده از مدیریت ریسک در مهندسی ارزش

نقش ابزارهای ریسک در فرآیند مهندسی ارزش

 پیش‌کارگاه

انتخاب تیم

تعیین مبانی مطالعه

کارگاه

فاز اطلاعات

فاز تحلیل کارکرد وخلاقیت

فاز ارزیابی

فاز توسعه

پس از کارگاه

فاز ارائه

برنامه‌ریزی جهت پاسخ به ریسک‌های سیستم

اجرای طرح عمل ریسک جهت پاسخ به ریسک‌های سیستم

نحوه محاسبه ریسک در کارگاه‌های مهندسی ارزش

مطالعه موردی استفاده از مدل ریسک در مهندسی ارزش

تحلیل و نتیجه‌گیری

مراجع

 

منابع و مأخذ:

]1[کریت کارا, بولتن مطالعه مبانی تحلیل ریسک سدها, پروژه ضوابط سیلاب طراحی سدهای بزرگ ایران- طرح علاج بخشی سد دز تابستان 1382.

]2[خسروی الحسینی، م. اخوان خرازی، م." مدیریت ریسک در پروژه های خطوط لوله".

 [3] Davison M, Vantine WL. ,Understanding Risk Management: A Review of the Literature and Industry Practice.

[4] Lind, Niels, Time effects in criteria for acceptable risk, Reliability Engineering and System Safety 78(2002) 27-31.

[5] Bier,V.M., On the state of the art: risk communication to the public, Reliability Engineering and System Safety 71(2001) 139-150.

]6[ حسین مهدیخانی, مدیریت ریسک و اهمیت آن در مدیریت بلایای طبیعی, نشریه عمران دانشکده عمران دانشگاه صنعتی شریف, در دست چاپ.

]7[کریت کارا, بولتن مطالعات مبنایی پیرامون ریسک, بحران, مدیریت ریسک و بحران, پروژه مدیریت خشکسالی مبتنی بر مدیریت ریسک, پاییز 1384.

]8[ کریت کارا, بولتن کاربرد تحلیل ریسک در ایمنی سدها, پروژه ضوابط سیلاب طراحی سدهای بزرگ ایران- طرح علاج بخشی سد دز, تابستان1382.


دانلود با لینک مستقیم


پروژه ارتقای اثر بخشی مطالعات مهندسی ارزش با استفاده از مدیریت ریسک. doc

A9-CCIT S35(GSM-512MB+256MB)-20140703

اختصاصی از هایدی A9-CCIT S35(GSM-512MB+256MB)-20140703 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

A9-CCIT S35(GSM-512MB+256MB)-20140703


A9-CCIT S35(GSM-512MB+256MB)-20140703

A9-CCIT S35(GSM-512MB+256MB)-20140703

فایل قابل رایت با برنامه SP_Flash_Tool میباشد ...


دانلود با لینک مستقیم


A9-CCIT S35(GSM-512MB+256MB)-20140703

دانلود تحقیق کامل درمورد سخنان ناروا و گفتارهاى حرام

اختصاصی از هایدی دانلود تحقیق کامل درمورد سخنان ناروا و گفتارهاى حرام دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق کامل درمورد سخنان ناروا و گفتارهاى حرام


دانلود تحقیق کامل درمورد سخنان ناروا و گفتارهاى حرام

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 26

 

سخنان ناروا و گفتارهاى حرام

هفتمین آفت مناظره ، سخنان ناروا از قبیل دروغ و غیبت و امثال آنها است که از لوازم کینه توزى و بلکه از نتایج مناظره مى باشد؛ زیرا مناظره نادرست ، هرگز از نقل سخنى که به منظور نکوهش و توهین به صاحب آن سخن ، ایراد مى شود عارى نیست . بنابراین مناظره کننده سخنان طرف را تحریف و دگرگونه وانمود مى کند، و در نتیجه مرتکب دروغ و افتراء و دغلکارى مى گردد. و گاهى نیز آشکارا طرف خویش را جاهل و احمق قلمداد مى نماید و نادان و نابخرد برمى شمارد. پیدا است که ثمره این کار عبارت از این است که فرد آبرومندى را بى آبرو مى سازد و حرمت او را از میان مى برد.
همه رفتار سابق الذکر از گناهان کبیره مى باشد، و به گونه اى در قرآن و حدیث نسبت به آنها تهدید شده است که مى توان گفت که شعار آن از حد احصاء بیرون است . براى اطلاع از نکوهش غیبت ، همینقدر کافى است که خداوند متعال این عمل را به ((اکل میته )) یعنى خوردن گوشت مردار تشبیه کرده و مى فرماید:
(( ((و لایغتب بعضکم بعضا ایحب احدکم ان یاءکل لحم اخیه میتا فکرهتموه (444) )).
نباید هیچیک از شما در غیاب دیگرى از او بدگوئى کند، آیا هیچیک از شما دوست مى دارد که گوشت بدن برادر مرده خود را بخورد؟ بدیهى است که از چنین کارى متنفر و بیزار مى باشید.
نبى اکرم (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((تمام شئون و حیثیات یک مسلمان بر مسلمان دیگر حرام ، یعنى از حرمت و اعتبار برخوردار است : خون ، مال و آبروى او داراى حرمت مى باشد(445) )) و غیبت ، مسئله اى است که در ارتباط با آبروى مسلمان مى باشد، (یعنى کسى که از دیگرى غیبت مى کند در حقیقت به حریم آبروى او تجاوز مى کند).
و نیز فرمود: ((از غیبت کردن بر حذر باشید؛ زیرا غیبت از لحاظ جرم و گناه ، سخت تر و بدتر از زنا است ؛ چون ممکن است گاهى انسان ، گرفتار زنا گردد و توبه کند و خداوند هم توبه او را بپذیرد. اما کسى که غیبت مى کند - تا آنگاه کسى که از او غیبت شده است ، او را مورد عفو و گذشت قرار ندهد - مشمول آمرزش پروردگار واقع نمى شود(446) )).
براء مى گوید: رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) براى ما سخنرانى مى کرد که حتى جوجه پرنده ها و یا دختران نوجوانى که در لانه ها و خانه هاى خود اقامت داشتند صداى آنحضرت را مى شنیدند و آنرا درک مى کردند. رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) ضمن این سخنرانى فرمود: اى مردمى که با زبان اظهار ایمان مى نمائید؛ ولى قلب و درون شما از دین و ایمان تهى است ، از غیبت کردن بپرهیزید و در صدد پى جوئى از عیوب و نقائص برادران مسلمان برنیائید؛ زیرا اگر کسى نسبت به عیوب دیگران ، کنجکاو باشد خدا نیز از عیوب وى پى جوئى مى کند. و کسیکه خداوند متعال از خرده ها و عیوبش پى جوئى کند او را - حتى در میان خانه اش - رسوا و بى آبرو مى سازد(447) )).
از امام صادق (علیه السلام ) است که فرمود: ((اگر یک فرد باایمان درباره یک فرد مؤ من ، آنچه از زشتیها که با چشمان خود در او دیده و یا با گوش خود راجع به وى شنیده ، براى دیگران بازگو کند (در صورتیکه طرف راضى نباشد) از جمله کسانى است که خداوند در مورد آنها مى گوید:
(( ((ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فى الذین آمنوا لهم عذاب الیم (448) )).
محققا کسانى که مایلند بدیها و زشتیهاى افراد باایمان در میان جامعه شایع و افشاء گردد، براى آنان شکنجه اى دردناک در پیش است .
نبى اکرم (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((غیبت مؤ من - از لحاظ اهمیت جرم و گناه - سخت تر از سى بار زنا کردن است )). و در حدیثى دیگر آمده است که ((غیبت ، سخت تر از سى و شش بار زنا کردن مى باشد)).
بحث و گفتار درباره غیبت - اگر بطور کامل مطرح گردد - به طول مى انجامد، و هدف ما در اینجا اشاره به اصول و ریشه هاى اینگونه رذائل اخلاقى است .
مفضل بن عمر از امام صادق (علیه السلام ) روایت کرده است که فرمود: ((اگر کسى راجع به مؤ منى ، مطالبى را بازگو کند که بدانوسیله آبروى او را از میان ببرد، و سازمان شخصیت و جوانمردى او را ویران نماید، و حیثیت او را لکه دار سازد، تا آنکه از دیدگاه مردم سقوط کند، خداوند متعال وى را از حدود و مرزهاى ولایت و دوستى خود بیرون مى راند و در حوزه ولایت و دوستى شیطان وارد مى سازد، و شیطان نیز از دوستى وى استقبال نمى کند و او را نمى پذیرد(449) )).
امام صادق (علیه السلام ) در گزارش حدیثى که مى گوید: ((عیب مؤ من بر مؤ منان دیگر حرام است )) فرمود: ((منظور، صرفا این نیست که عیبى و نقصى از یک فرد مؤ من ، نمایان و مکشوف گردد و فقط تو آنرا ببینى ؛ بلکه مقصود این است که تو آن عیب و نقص را براى دیگران نقل نموده و از این طریق از او انتقاد کنى (450) )).
زراره از امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام ) روایت کرده است که فرمودند: ((نزدیکترین مرزى که بنده خدا را به وادى کفر نزدیک مى سازد این است که او بر اساس دین و ایمان با فرد دیگرى طرح برادرى و دوستى برقرار سازد؛ ولى در زیر ماسک دوستى ، لغزشها و عیوب وى را برشمرده و در روز مبادا او را به وسیله آنها سرزنش کند(451) )).
ابوبصیر از امام باقر (علیه السلام ) روایت کرده است که رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((ناسزا گفتن به مؤ من ، فسق و گناه محسوب مى شود. جنگ با او به عنوان کفر و خروج از ایمان به شمار مى آید. خوردن گوشت او (یعنى غیبت کردن از او)، معصیتى است (نابخشودنى ). و حرمت مال او همسان با حرمت خون او مى باشد(452) )).
((
اگر یک فرد مؤ منى به برادر ایمانى خود ((اف )) بگوید (و بدینوسیله نسبت به او اظهار دلتنگى و تنفر کند)، در حقیقت از حدود و مرزهاى دوستى با وى خارج مى شود. و اگر به او بگوید ((تو دشمن من هستى )) قهرا یکى از آندو کافر و ناسپاس خواهند بود. خداوند متعال از مؤ منى که در باطن خود نسبت به برادران ایمانى خویش داراى نظر سوئى باشد هیچ عملى را نمى پذیرد(453) )).
فضیل (بن یسار) از امام باقر (علیه السلام ) روایت کرده که فرمود: ((هر انسانى - اگر در پیش روى مؤ منى به وى طعنه زند و شخصیت او را مخدوش سازد - به بدترین وضع مى میرد، و او نیز در خور آنست که به خیر و نیکى بازگشت نکند و بهره اى از آن نبرد(454) )).

تکبر و خودبزرگ بینى و برترى جوئى نسبت به دیگران 


هشتمین آفات و عواقب سوء مناظره ، تکبر و خودبزرگ بینى و ترفع و برترى بینى خود بر دیگران است . بحث و مناظره در جلسات و محافل ، همواره با تکبر بر اقران و همگنان و اظهار برترى بیش از اندازه نسبت به آنان ، همراه است و از این حالات نابسامان روانى ، جدائى پذیر نیست . آرى مناظره در محافل و مجالس در شرائطى صورت مى گیرد که انسان مى خواهد زیر بار حرف حق دیگران نرود و سعى مى کند آراء آنان را نپذیرد ولو آنکه حقانیت سخن آنها بر مناظره کننده کاملا ثابت و روشن گردد؛ چون از آن بیم دارد که مبادا غلبه و پیروزى آنان بر وى ثابت شود. و حتى اگر عجز و ناتوانى ومغلوبیت او نیز براى دیگران محرز و علنى شود حاضر نیست صریحا به اشتباه خویش اعتراف کند و بگوید: ((من اشتباه کرده ام و حق همان است که طرف مقابل او مى گوید)). چنین روحیه اى ، نمایانگر کبر و خودبزرگ بینى است ، همان کبر و خودبزرگ بینى که نبى اکرم (صلى الله علیه و آله ) (در مقام بیان نکوهش آن ) فرموده است : ((اگر کبر و خودبزرگ بینى - حتى به مقدار ذره اى - در قلب کسى وجود داشته باشد، به بهشت راه ندارد))(455) .
پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) ضمن حدیثى - که در بحثهاى گذشته از آن یاد کردیم - کبر و منش هاى نابخردانه را به ((بطر الحق و غمص ‍ الناس )) تعبیر فرمود. منظور از ((بطرالحق ))، مردود ساختن سخن گوینده آن و عدم اعتراف به حقانیت آن پس از اثبات و محرز بودن حقانیت آن است . و منظور از ((غمص الناس )) پست و حقیر شمردن مردم مى باشد.
چنان مناظره کننده کذائى در صدد است که حق و حقیقت - با وجود اینکه کاملا براى وى واضح و روشن است - از نظر دیگران مخفى مانده تا بتواند آنرا بر گوینده ، رد نموده و احیانا وى را تحقیر کند؛ چون مى پندارد که فقط او محق است و طرف او به حق آشنائى ندارد و به باطل مى اندیشد. و نیز تصور مى کند که طرف او فاقد ملکه و نیروى علمى و قابلیت شناخت قوانینى است که علم و دانش را براى انسان به ارمغان مى آورد.
از نبى اکرم (صلى الله علیه و آله ) روایت شده که خداوند متعال فرمود: شکوه و عظمت ، پوشش مرا تشکیل میدهد و کبریاء و بزرگى ، رداء مرا مى نمایاند. اگر کسى در این دو سمت و صفت الهى با من به نزاع و هماوردى برخیزد او را در هم شکسته و نابودش مى سازم (456) )).
از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده است که رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((عظیم ترین و پرمخاطره ترین کبر، عبارت از ((غمص ‍ الخلق و سفه الحق ))، یعنى خوار شمردن مردم و سبک انگارى حق است . راوى مى گوید: به آن حضرت عرض کردم ((غمص الخلق و سفه الحق )) چیست ؟ فرمود: محتواى این تعبیر آنست که تو حق را نشناسى و در برابر حق ، نادانى کنى و از اهل حق ، خرده گیرى کرده و بیجهت آنها را مورد انتقاد قرار دهى .
اگر کسى با چنین روحیه اى با افراد جامعه رفتار کند در حقیقت با شئون خداوند متعال به نزاع و درگیرى برخاسته و با او در عظمت و کبریائى و بزرگیش به هماوردى و همتائى دست یازیده است (457) )).
حسین بن ابى العلاء گفته است از امام صادق (علیه السلام ) شنیدم که مى فرمود: ((کبر و خودبزرگ بینى در هر طائفه و نژادى از مردمان بد سیرت وجود دارد، در حالیکه این صفت و چنین خصیصه اى ، جامه و تن پوشى است که صرفا بر قامت وجود الهى ، موزون مى باشد. اگر کسى در این صفت با خداوند متعال درگیر شود، خداى عز و جل - جز پستى و حقارت و فرومایگى - هیچگونه حالتى را در او فزونى نمى بخشد(458) )).
از همان امام (علیه السلام ) سؤ ال کردند: ((کمترین و ناچیزترین درجه الحاد و بیدینى چیست ؟ فرمود: کبر و خودبزرگ بینى ، پائین ترین درجات الحاد و بى ایمانى است ))(459) .
زراره از امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام ) چنین روایت کرده است که فرمودند: ((آنکه ذره اى کبر در قلب او وجود دارد، وارد بهشت نخواهد شد.))(460)
(
محمد بن ) عمر بن یزید مى گوید به امام صادق (علیه السلام ) عرض کردم : من غذاى خوب و گوارا تناول مى کنم ، و بوى خوش و عطر را استشمام کرده و از آن لذت مى برم ، و بر مرکب چابک و راهوار سوار مى شوم ، و نوکرى هم در پى من حرکت مى کند. آیا به نظر شما در اینگونه بهره گیرى هاى مادى و رفتار من ، تجبر و بزرگ منشى و کبر وجود دارد که من باید از آنها بر حذر باشم ؟ امام صادق (علیه السلام ) اندکى درنگ نمود و سر به زیر انداخت و سپس فرمود: ((جبار ملعون و متکبرى که از رحمت و مهر الهى مطرود مى باشد، عبارت از کسى است که با افراد جامعه با حالت ((غمص )) در ارتباط است و در برابر حق و حقیقت نادانى و بى خردى کند. عمر بن یزید عرض کرد: من حق را مى شناسم و نسبت به آن ناآگاه و منکر نیستم و در برابر آن نادانى نمى کنم ؛ نمى دانم معنى و مفهوم ((غمص )) چیست ؟ فرمود:
((
غمص )) عبارت از کسى است که مردم را تحقیر نموده و به آنها زور گوید و نسبت به آنها تکبر ورزد. این چنین فردى همان مصداق ((جبار)) و متکبر و گردنکش مى باشد))(461) .
ابوحمزه ثمالى از امام صادق (علیه السلام ) روایت کرده است که گفت : رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((خداوند متعال در روز قیامت با سه دسته از مردم هم سخن نمى گردد و به آنان با دید لطف و مرحمت نمى نگرد، و آنها را از آلودگى و زشتى رفتار، مبرى و پاکیزه نمى سازد. براى این سه گروه شکنجه اى دردناک فراهم مى باشد: (پیر و سالخورده زناکار، و سلطان جبار، و فقیر خودخواه ، لذا) پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) ((جباران و متکبران )) را در شمار این سه گروه یاد کرد))(462) .

کنجکاوى از عیوب مردم و خرده گیرى از آنها 

نهمین آفت و عارضه زیان بخش مناظره ، پى گیرى و تجسس از عیوب و زشتیهاى افراد جامعه مى باشد. شخص که مناظره مى کند در صدد یافتن و جستجوى لغزش زبانى و یا لغزشهاى دیگر در بیان طرف خود مى باشد تا آنرا براى روز مبادا! براى خود علیه طرف ذخیره و آماده ساخته و وسیله اى براى تحکیم مبانى سخن و شخصیت خود، و ابزارى براى پاکى کاذب خویش قرار دهد، و یا احیانا کمبود و نقائص خود را بدان وسیله جبران و دفع نماید.
حتى چنین حالتى براى بى خبران و افرادى که از مجارى علم و دانش ، جویاى دنیا هستند نفوذ و گسترش پیدا مى کند؛ لذا از کم و کیف حالات و عیوب و نقائص طرف مقابل خود، تحقیق و کنجکاوى مى نمایند تا در پى آن ، چنین عیوب و نواقص را در حضور وى به رخ او کشیده و شفاها آنها را در برابر او مطرح سازند. و احیانا فردى این چنین مى کوشد این عیوب را دلیل و دستاویزى براى کوباندن طرف قرار داده و به اطرافیان مى گوید: دیدید چگونه طرف را شرمسار و بى آبرو ساختم ؟!! و از این قبیل افکار و رفتار ناستوده اى که بى خبران از دین و ایمان ، و رهروان طریقه شیطان و ابلیس مآبان ، دچار و گرفتار آن مى باشند؛ در حالیکه خداوند متعال فرمود: ((و لاتجسسوا))(463) یعنى در حالات و کیفیات رفتار مردم تجسس نکنید.
پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((اى مؤ منان ، مؤ منانى که زبان شما گویاى ایمان است ؛ ولى این ایمان در قلب شما نفوذ نکرده است ، از عیوب و زشتیهاى مردم کاوش نکنید. اگر کسى در صدد کاویدن و پى جوئى از عیوب و خرده هاى دیگران برآید، خداوند متعال نیز خرده ها و نواقص او را پى جوئى مى کند. و کسى که خداى مهربان در صدد کنجکاوى عیوب وى برآید او را - حتى در درون خانه اش - رسوا مى کند))(464) .
از امام صادق (علیه السلام ) است که فرمود: دورترین و بیگانه ترین انسان از خداوند متعال ، عبارت از کسى است که با فردى دیگر طرح برادرى و الفت ببندد، و در صدد آن باشد که لغزشهایش را ذخیره کند تا در روز و فرصت مناسبى به وسیله آنها وى را مورد ملامت و سرزنش قرار دهد))(465) (و شخصیت او را در هم بکوبد و آبروى او را از میان بردارد).

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درمورد سخنان ناروا و گفتارهاى حرام

دانلود تحقیق پولشویی

اختصاصی از هایدی دانلود تحقیق پولشویی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق پولشویی


دانلود تحقیق پولشویی

 

تعداد صفحات : 39 صفحه       -       

قالب بندی :  word            

 

 

 

 فصل اول: کلیات تحقیق

 

1-1) طرح مسئله

در سایه گسترش جهانی سازی اقتصاد و رونق بازارهای مالی ، انتقال سرمایه از طریق دولت ها کار بسیار ساده ای شده است. سرعت بالای جهانی سازی اقتصادی و مالی، از یکسو اعتقاد به وجود این فرآیند بی سابقه تاریخی را موجب شده و از سوی دیگر ایجاد یک سازمان کیفری فوق العاده موفق و مطلوب را تقویت کرده است. اعتقاد راسخ به این امر سبب گمراهی و خطای فاحش بسیاری از رهبران سیاسی جهان شده است و آن ها به تبعات بعضا منفی جهانی سازی  مالی که تقریبا تمام روابط انسانی و اجتماعی را تحت الشعاع سلطه خود قرار داده، بی توجه نموده است. نگرش دوم در واقع جهت جبران نتی چنین خطایی و احیانا انکار آن صورت گرفت، به طوری که در سایه آن عواقب منفی چنین خطایی به بازار منتقل شد  و زمینه مساعدی را فراهم  آورد که طی آن شبکه های جنایتکاری به یک منبع پایان ناپذیر سوء استفاده دسترسی یابند. این مسئله ، رشد فزاینده جرایم اقتصادی سازمان یافته و گسترش انتقال دارایی های نامشروع در سطح جهان را با هدف تغییر هویت این دارایی ها از طریق به گردش  آوردن آن ها در سرمایه گذاری های مشروع به همراه دارد که لازم است در این پژوهش به آنها اشاره شود تا همگان  اطلاعاتی راجع به این مطلب داشته باشند.

2-1) اهداف تحقیق

1) آشنائی با مفهوم پولشویی        

2) آشنایی با مراحل پولشویی

3) آشنایی با بهشت های مالیاتی و پولشویی

4) آشنایی باروش های پولشویی

5) آشنایی با منابع پول کثیف

6) آشنایی با روش های مختلف برای تطهیر پول

7) آشنایی با زمینه های پولشویی و عوامل موثر بر آن

8) آشنایی با اثرات مستقیم اقتصادی پولشویی

9) آشنایی با تلاش های بین المللی برای مبارزه با پولشویی

10) آشنایی با پیامدهای مستقیم اقتصادی پولشویی

3-1) اهمیت موضوع

این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد و حملات یازدهم سپتامبر بر اهمیت موضوع افزود و باعث شد تا جهان نسبت به تبعات منفی ناشی از جهانی سازی از خود واکنش نشان دهد تأثیر عملی حوادث یازدهم سپتامبر دول غربی را ناگزیر کرد تا برای دفاع از خود لزوم مبارزه با منابع مالی پنهانی و سرمایه گذاری های مخفی شبکه های تروریستی را به طور جدی مطرح کنند. با وجود این ، پیچیدگی جریانات و شبکه های بین المللی  ابهام در مبادلات و معاملات نقش بهشت های مالیاتی ضعف و ناتوانی امکانات عملیاتی و بسیاری از مسایل دیگر سبب شده، انهدام شبکه های جنایتکار مالی با دشواری مواجه شود. در واقع تاکنون مبارزه علیه جنایتکاری مالی با شکست مواجه بوده است و کمیته دولتی، توانایی کنترل پیشرفت روزافزون اقتصاد و تجارت زیرزمینی را دارد، زیرا این اقتصاد به جهت ماهیت پنهان بودنش از حمایت بی دریغ شبکه های مافیایی، تروریستی و فرقه ای بهره برده است. حاصل این نابسامانی شکل گیری فرآیند پولشویی است. در این فرآیند پول هایی که خاستگاه مشروع و موجه ندارند، طی روندی در فعالیتهای قانونی آمیخته می شوند و چههر واقعی خود را پنهان می سازند. علیرغم این امر، رشد پولشویی و پیچیده شدن فرآیند آن به نحوی که دشوار بتوان ریشه های واقعی آن را شناسایی کرد حاصل سه روند متمایز ولی در هم تنیده جهانی است، روند نخست، رشد شتابان بازارهای مالی است.

 

 

4-1) فرضیات و سوالات تحقیق

1) آیا معیارهایی از جانب سازمان مبارزه با پولشویی جهت تعیین کشورهای مظنون به پولشویی تعیین شده است؟

  2) آیا پولشویی در کشورهای آسیای میانه هم صورت می گیرد؟

3) آیا پولشویی بر روی نمادهای مالی اثراتی دارد؟

4) آیا جرایم اقتصادی و هزینه های اجتماعی پولشویی به هم مرتبطند؟

5) آیا تلاش هایی برای مبارزه با پولشویی انجام می شود؟

5-1) روش انجام تحقیق

در این پژوهش فقط از روش کتابخانه استفاده شده است.

6-1)مشکلات تحقیق

1) کمبود زمان    2) تداخل امتحانات ماهانه با پژوهش 3) کمبود منابع و اطلاعات در این موضوع

7-1) تاریخچه موضوع

 برخی معتقدند که ریشه اصطلاح پولشویی به مالکیت باند مافیایی بر شبکه ای از رخت شوی خانه ی ماشینی در ایالات متحده در دهه 1930 بر می گردد. در این سال ها گانگستر ها فعالیتی گسترده در برخی مراکز امریکا همچون نیویورک داشتند . آن ها پول های کلانی از اخاذی ، فحش ، قمار و قاچاق مشروبات الکلی بدست می آورند و لازم بود صورتی مشروع و قانونی به این پول ها بدهند یک راه برای این کار ، راه اندازی کسب و کارهای به ظاهر مشروع و آمیختن درآمدهای غیر قانونی شان با درآمدهای مشروعی بود که از این فعالیت ها به دست می آورند در این میان رخت شوی خانه ها از جمله کسب و کارهای پر رونقی بود که افرادی چون آل کاپون با راه اندازی آن ها سعی می کردند به درآمدهای خود مشروعیت ببخشند در مقابل برخی نیز معتقدند که انتخاب ریشه این اصلاح به فعالیت گروه های مافیایی دهه 1930 یک افسانه است و وجه تسمیه پولشویی درست از آن  روست که به دقت آنچه را که رخ داده است بیان می کند: پول سیاه یا غیر قانونی با یک مجموعه نقل و انتقالات شسته و تمیز می شود به هر حال پولشویی اصطلاح به نسبت تازه ای است که نخستین بار در جریان رسوایی واترگیت در سال 1973 پدیدار شد و نخستین دفعه ای که در یک چارچوب حقوقی و قانونی مطرح گردید در سال 1982 در دادگاهی در امریکا بود و از آن پس در سطح گسترده به کار رفت و کاربرد متداولی در سر تا سر جهان یافت.

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق پولشویی