هایدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

هایدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

مقاله بهشت و نعمت های آن درقرآن

اختصاصی از هایدی مقاله بهشت و نعمت های آن درقرآن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله بهشت و نعمت های آن درقرآن


مقاله بهشت و نعمت های آن درقرآن

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

بهشت و نعمت های آن درقرآن

زیبائی های زنان بهشتی

خداوند متعال در سوره الرحمن زیبائی مراتب بهشتیان و نعمت های متناسب با آن را بیان می کند و در سوره صافات آیات 48 تا 49 در خصوص زنان بهشتی می فرماید: «وَ عِندَهُمْ قَـ'صِرَ ' تُ الطَّرْفِ عِینٌ * کَأَنَّهُنَّ بَیْضٌ مَکْنُونٌ؛ و در نزد بندگان مخلَصین خدا زنهائی هستند که چشمان خود را فقط بدانها میاندازند و به دیگری نظر ندارند، و آنان سیاه چشم هستند. و به اندازهای پیکرشان سفید است که گوئی مانند سپیدی تخم مرغهائی است که پوستش کنده نشده و محفوظ مانده است».

و در سورة نبأ داریم که: «وَ کَوَاعِبَ أَتْرَابًا» (آیه 33 سوره نبا). کواعب جمع کاعبة است، و کاعبة دختر نورس را گویند که هنوز پستانهایش بزرگ نشده و کاملاً نروئیده است بلکه فقط ته گرفته و شروع به رشد کردن نموده است. و أتراب جمع تِرب به معنای مثل و قرین و شبیه است. یعنی حوریّه های بهشتی همه یک سنّ و سال و همه با هم شبیه و نظیر دختران نورس میباشند. و یا آنکه زنهای مؤمن دنیا که از دنیا میروند همه در بهشت جوان و زیبا و هم سنّ و نیکو روی و نیکو خوی برای شوهران خود هستند.

ما در دو سوره از قرآن بیشتر از سوره های دیگر، وصف بهشت و نعمتهای آن را می بینیم. یکی سوره الرّحمن است که تنها سوره ای است که بعد از بِسْمِ اللَهِ الرَّحْمَـ'نِ الرَّحِیمِ، به اسمی از اسماء خداوند عزّ وجلّ سوره را شروع میکند. و طبق روایت وارده در «مجمع البیان» از حضرت موسی بن جعفر از پدرانش علیهم السّلام از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم، عروس قرآن است: (قَالَ: لِکُلِّ شَیْءٍ عَرُوسٌ، وَ عَرُوسُ الْقُرْءَانِ سُورَةُ الرَّحْمَنِ جَلَّ ذِکْرُهُ).

وصف بهشت های دوگانه مخلصین

خداوند متعال پاداش مقام خوف از پروردگار را چنین توصیف می کند: «وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ؛ و از برای کسیکه از مقام پروردگارش بترسد دو بهشت است» (الرحمن/46). مراد از خوف از مقام ربّ، عبادت برای خود خداست نه برای کسب بهشت و نه برای ترس از دوزخ. و بنابراین، این آیه راجع به مقرّبین و مُخلَصین است که عبادتشان فقط برای ذات حضرت حقّ است، و شائبه غیر در آن نیست. و دو بهشت ظاهراً عبارت است از بهشتی که در اثر جزای عمل داده میشود، و بهشتی که طبق «وَ لَدَیْنَا مَزِیدٌ» (ق/35) به عنوان زیادی از پاداش عمل، حضرت ربّ العزّة عطا میکند.

«ذَوَاتَآ أَفْنَان؛ آن دو بهشت دارای انواع از میوهها است و یا دارای برگها و شاخه هائی است» (آیه 48 سوره الرحمن) چون ذَوَاتَا تثنیة ذَات است که نونش به اضافه ساقط شده. و أَفْنَانٍ یا جمع فَنّ است به معنای نوع، و یا جمع فَنَن است که به معنای شاخه است. «فِیهِمَا عَیْنَانِ تَجْرِیَانِ؛ در آن دو بهشت دو چشمهای است که جاری است» (آِیه 50 سوره الرحمن).

«فِیهِمَا مِن کُلِّ فَـ'کِهَةٍ زَوْجَان؛ در آن دو بهشت از هر نوع میوهای یک جفت است» (آِیه 52 سوره الرحمن). یک میوه ای که در دنیا بوده و بهشتیان آنرا از قبل می شناخته اند، و یک میوه ای که در آنجاست و هنوز آنرا ندیده اند و حالا بدان دست می یابند.

«مُتَّکِـِینَ عَلَی' فُرُشِ بَطَآنءِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَ جَنَی الْجَنَّتَیْنِ دَان؛ تکیه زنندگانند بر فرشهائی که داخل آنها از حریر ضخیم است، و میوه چیده شونده آن دو بهشت نزدیک و در دسترس است» (آِیه 54 سوره الرحمن). فُرُش جمع فِراش است، و فراش به چیزی گویند که مفروش کنند و روی آن بنشینند و یا تکیه زنند. بَطائِن جمع بِطانَة است، و بِطانه به لباس زیرپوش گویند در مقابل ظِهارَة که به لباسی گویند که معلوم باشد و روی لباس میپوشند. و إسْتَبْرَق به ابریشم ضخیم گویند. جَنَا یعنی میوة مُجتَنَی: میوهای که باید چیده شود. و دَانٍ در اصل دانِیٌ بوده است (اسم فاعل از دَنَا یَدْنُو: نزدیک شد) یعنی نزدیک و قریب. و حاصل معنی این میشود که: آنان تکیه میزنند بر فرشهائی که داخل آن از ابریشم ضخیم است، تا چه رسد به ظاهر آن که از ابریشم بسیار بهتر و با ارزشتر است. و میوه های این دو بهشت را که باید بچینند و بخورند، نزدیک است و به مجرّد دست بردن بدست آید، و همه دسترس است. مانند آیه 23 سوره الحاقه: «قُطُوفُهَا دَانِیَةٌ؛ یعنی میوه های چیدنی آن نزدیک است» چون قُطُوف جمع قِطْف است، و قِطْف به میوهای گویند که تازه چیده باشند. و مانند آیه 14 سوره دهر: «وَ دَانِیَةً عَلَیْهِمْ ظِلَـ'لُهَا وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِیلاً؛ و سایه های درختان بهشتی بر سر آنها نزدیک است، و میوه های چیدنی آن، رام و در اختیار آنهاست».

«فِیهِنَّ قَـ'صِرَ ' تُ الطَّرْفِ لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَ لاَ جَآنّ؛ در روی آن فرشها ـ و یا در آن بهشتها ـ زنانی هستند که نظر خود را فقط به ازواج خود انداخته و أبداً اراده غیر آنها را نمی کنند. و قبل از آن ازواج، هیچ فردی از انسان و یا از جنّ، آنان را مسّ نکرده و بکارت آنها را با نکاح نبرده است» (آیه 56 سوره الرحمن). طَرْف به معنای پلک چشم است. و قَـ'صِرَ ' تُ الطَّرْفِ کنایه از زنهائی هستند که نظر خود را کوتاه نموده و به غیر نظر ندارند. طَمْث عبارت است از نکاح توأم با خون آمدن. و جَانّ عبارت از جنّ است. و محصّل معنی آنستکه: آن زنها و حوریّه ها در روی آن فرشها آرمیده ـ و یا در آن بهشتها هستند ـ و أبداً میل به غیر جفتهای خود ندارند، و کمال میل آنان فقط به شوهرهای آنهاست. و آنان باکره هستند، و هیچکس چه از نوع انسان و چه از نوع جنّ، با آنها آمیزش ننموده و بواسطه نکاح، ازالة بکارتشان را نکرده است.

«کَأَنـَّهُنَّ الْیَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ ؛ گویا آنها در درخشندگی و تابناکی همانند یاقوت و مرجان میباشند» (آیه 58 سوره الرحمن). «هَلْ جَزَآءُ الاْءحْسَـ'نِ إِلاَّ الاْءحْسَـ'نُ؛ مگر پاداش احسان و نیکوئی نمودن، غیر از نیکوئی و احسان میباشد؟» (آیه 60 سوره الرحمن) یعنی مؤمنین و مؤمنان که در دنیا به ایمان و اطاعت از خدا و رسول خدا، و پیمودن راه خلوص و تقوی، از مقرّبین گردیده و از مُحسنین شده اند، خداوند به پاس احسانِ آنها بدانها احسان نموده و این نعمتها را ارزانی میدارد.

بهشت های دوگانه اصحاب یمین

«وَ مِن دُونِهِمَا جَنَّـتَانِ؛ و از آن دو بهشت، پائینتر و پستتر، دو بهشت دیگر است» (آیه 62 سوره الرحمن). این دو بهشت گر چه شبیه به دو بهشت سابق اند، ولی از جهت منزله و قدر و قیمت، فضل و شرفشان پائینتر و ارزش آنها کمتر است. چون آن دو بهشت قبل، متعلّق به اهل اخلاص بود که از مقام پروردگارشان در خشیت و ترس بودند و خدا را به جهت خدا عبادت می نمودند، و طبعاً از مخلَصین و مقرّبین می باشند؛ و این دو بهشت متعلّق به دسته پائین تر از آنهاست، و آنان اصحاب یمین هستند که خدا را یا به جهت ترس از جهنّم و یا به جهت طمع در بهشت عبادت می کنند؛ فلهذا این دو بهشت که نیز یکی از آنها برابر پاداش و


دانلود با لینک مستقیم


مقاله بهشت و نعمت های آن درقرآن

مقاله جایگاه زن درقرآن

اختصاصی از هایدی مقاله جایگاه زن درقرآن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله جایگاه زن درقرآن


مقاله  جایگاه زن درقرآن

 لینک پرداخت و دانلود در "پایین مطلب"

 

 فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

 تعداد صفحات:32

 

قرآن زن و مرد را یک سرشتى مى‏داند

قرآن تنها مجموعه قوانین نیست.محتویات قرآن صرفا یک سلسله مقررات و قوانین خشک بدون تفسیر نیست.در قرآن،هم قانون است و هم تاریخ و هم موعظه و هم تفسیر خلقت و هم هزاران مطلب دیگر.قرآن همان طورى که در مواردى به شکل بیان قانون دستور العمل معین مى‏کند و در جاى دیگر وجود و هستى را تفسیر مى‏کند،راز خلقت زمین و آسمان و گیاه و حیوان و انسان و راز موتها و حیاتها،عزتها و ذلتها،ترقیها و انحطاطها،ثروتها و فقرها را بیان مى‏کند.

قرآن کتاب فلسفه نیست،اما نظر خود را درباره جهان و انسان و اجتماع-که سه موضوع اساسى فلسفه است-به طور قاطع بیان کرده است.قرآن به پیروان خود تنها قانون تعلیم نمى‏دهد و صرفا به موعظه و پند و اندرز نمى‏پردازد بلکه با تفسیر خلقت‏به پیروان خود طرز تفکر و جهان بینى مخصوص مى‏دهد.زیر بناى مقررات اسلامى در باره امور اجتماعى از قبیل مالکیت،حکومت،حقوق خانوادگى و غیره همانا تفسیرى است که از خلقت و اشیاء مى‏کند.

از جمله مسائلى که در قرآن کریم تفسیر شده موضوع خلقت زن و مرد است.قرآن در این زمینه سکوت نکرده و به یاوه گویان مجال نداده است که از پیش خود براى مقررات مربوط به زن و مرد فلسفه بتراشند و مبناى این مقررات را نظر تحقیر آمیز اسلام نسبت‏به زن معرفى کنند.اسلام،پیشاپیش نظر خود را درباره زن بیان کرده است.

اگر بخواهیم ببینیم نظر قرآن درباره خلقت زن و مرد چیست،لازم است‏به مساله سرشت زن و مرد-که در سایر کتب مذهبى نیز مطرح است-توجه کنیم.قرآن نیز در این موضوع سکوت نکرده است.باید ببینیم قرآن زن و مرد را یک سرشتى مى‏داند یا دو سرشتى;یعنى آیا زن و مرد داراى یک طینت و سرشت مى‏باشند و یا داراى دو طینت و سرشت؟قرآن با کمال صراحت در آیات متعددى مى‏فرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظیر سرشت مردان آفریده‏ایم.قرآن درباره آدم اول مى‏گوید:«همه شما را از یک پدر آفریدیم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار دادیم‏»(سوره نساء آیه 1).درباره همه آدمیان مى‏گوید:«خداوند از جنس خود شما براى شما همسر آفرید»(سوره نساء و سوره نحل و سوره روم).

در قرآن از آنچه در بعضى از کتب مذهبى هست که زن از مایه‏اى پست‏تر از مایه مرد آفریده شده و یا اینکه به زن جنبه طفیلى و چپى داده‏اند و گرفته‏اند که همسر آدم اول از عضوى از اعضاى طرف چپ او آفریده شده،اثر و خبرى نیست.علیهذا در اسلام نظریه تحقیر آمیزى نسبت‏به زن از لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد.

مقام والاى مادر در قرآن

نوع دستورهایى که اسلام به زن ومرد مى‏دهد، در عین حال که یک راه مشترکى براى هر دو قائل است ولى راه مخصوص را هم از نظر دور نمى‏دارد، وقتى احترام به پدر ومادر را بازگو مى‏کند، براى گرامى داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه وبالاستقلال طرح مى‏کند. قرآن کریم مى‏فرماید:

اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما (1)

اگر یکى از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى «اوف‏» مگو وبه آنها پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى.

ودر بخشى دیگر مى‏فرماید: ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبت‏به پدر و مادر فراموش نکند:

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا (2)

وانسان را نسبت‏به پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم.

و قضى ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا (3)

پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید وبه پدر ومادر خود احسان کنید. ودر جاى دیگر احسان به پدر ومادر را در کنار عبادت حق یاد مى‏کند:

ان اشکر لی و لوالدیک (4)

شکر گزار من وپدر ومادرت باش.

اما با همه این تجلیل‏هاى مشترک، وقتى مى‏خواهد از زحمات پدر ومادر یاد کند، از زحمت مادر سخن مى‏گوید، نه از زحمت پدر، آنجا که مى‏فرماید:

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا (5)

زحمات سى ماهه مادر را مى‏شمارد، که: دوران باردارى، زایمان، ودوران شیرخوراگى براى مادر دشوار است. وهمه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذکر مى‏کند. قرآن کریم به هنگام یادآورى زحمات حتى اشاره‏اى هم به این موضوع ندارد که: پدر زحمت کشیده است.

بنابراین، آیات قرآن که در مورد حق شناسى از والدین آمده است‏بر دو قسم است: یک قسم حق شناسى مشترک پدر ومادر را بیان مى‏کند وقسم دیگر، آیاتى است که مخصوص حق شناسى مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصى بیان مى‏کند فقط براى بیان وظیفه است، نظیر:

و على المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف (6)

خوراک وپوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.

ولیکن هنگامى که سخن از تجلیل وبیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذکر مى‏کند.

پى‏نوشت‏ها:

  1. اسراء، 23.
  2. احقاف، 15.
  3. اسراء، 23.
  4. لقمان، 14.
  5. احقاف، 15.
  6. بقره، 233.


عدم تاثیر ذکورت و انوثت در خطابات الهى

قرآن از نظر محتوا، مى‏فرماید: کمالات انسانى، در مبدا شناسى، معاد شناسى، و وحى ورسالت‏شناسى است، یعنى کمال، در داشتن جهان بینى‏الهى است، به این معنا که: جهان، آغازى دارد به نام «خدا واسماء حسناى او» وانجامى دارد به نام «معاد» وقیامت ودوزخ وبهشت و... وبین این آغاز وانجام، «صراط مستقیمى‏» است. که مساله وحى ونبوت در این صراط مستقیم است.

چون در متن جهان بیش از مبدا ومعاد ورابطه بین مبدا ومعاد چیزى نیست، لذا اصول دین هم بیش از سه اصل نیست، اول، مبدا شناسى; دوم، معادشناسى; سوم، پیامبرشناسى، واین جمله که از امیرالمؤمنین... نقل شده است:

«رحم الله امرء عرف من این و فى این و الى این‏»

خداى رحمت کند کسى را که بداند از کجا ودر کجا وبه کجاست.

گفته‏اند ناظر به این سه اصل دینى است، ودر فهمیدن این سه اصل ذکورت وانوثت‏شرط نیست، یعنى نه مذکر بودن شرط است ونه مؤنث‏بودن مانع. انبیا هم که انسانها را به این سه اصل دعوت نموده‏اند نه دعوتنامه‏اى براى خصوص مردها فرستاده‏اند ونه زنها را از شرکت در این مراسم محروم داشته‏اند.

وقتى قرآن کریم از زبان پیامبر اکرم صلى الله علیه واله فرماید:

ادعو الى الله على بصیرة انا و من اتبعنی (1)


دانلود با لینک مستقیم


مقاله جایگاه زن درقرآن

بهشت و نعمت های آن درقرآن 12 ص

اختصاصی از هایدی بهشت و نعمت های آن درقرآن 12 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 14

 

بهشت و نعمت های آن درقرآن

زیبائی های زنان بهشتی

خداوند متعال در سوره الرحمن زیبائی مراتب بهشتیان و نعمت های متناسب با آن را بیان می کند و در سوره صافات آیات 48 تا 49 در خصوص زنان بهشتی می فرماید: «وَ عِندَهُمْ قَـ'صِرَ ' تُ الطَّرْفِ عِینٌ * کَأَنَّهُنَّ بَیْضٌ مَکْنُونٌ؛ و در نزد بندگان مخلَصین خدا زنهائی هستند که چشمان خود را فقط بدانها میاندازند و به دیگری نظر ندارند، و آنان سیاه چشم هستند. و به اندازهای پیکرشان سفید است که گوئی مانند سپیدی تخم مرغهائی است که پوستش کنده نشده و محفوظ مانده است».

و در سورة نبأ داریم که: «وَ کَوَاعِبَ أَتْرَابًا» (آیه 33 سوره نبا). کواعب جمع کاعبة است، و کاعبة دختر نورس را گویند که هنوز پستانهایش بزرگ نشده و کاملاً نروئیده است بلکه فقط ته گرفته و شروع به رشد کردن نموده است. و أتراب جمع تِرب به معنای مثل و قرین و شبیه است. یعنی حوریّه های بهشتی همه یک سنّ و سال و همه با هم شبیه و نظیر دختران نورس میباشند. و یا آنکه زنهای مؤمن دنیا که از دنیا میروند همه در بهشت جوان و زیبا و هم سنّ و نیکو روی و نیکو خوی برای شوهران خود هستند.

ما در دو سوره از قرآن بیشتر از سوره های دیگر، وصف بهشت و نعمتهای آن را می بینیم. یکی سوره الرّحمن است که تنها سوره ای است که بعد از بِسْمِ اللَهِ الرَّحْمَـ'نِ الرَّحِیمِ، به اسمی از اسماء خداوند عزّ وجلّ سوره را شروع میکند. و طبق روایت وارده در «مجمع البیان» از حضرت موسی بن جعفر از پدرانش علیهم السّلام از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم، عروس قرآن است: (قَالَ: لِکُلِّ شَیْءٍ عَرُوسٌ، وَ عَرُوسُ الْقُرْءَانِ سُورَةُ الرَّحْمَنِ جَلَّ ذِکْرُهُ).

وصف بهشت های دوگانه مخلصین

خداوند متعال پاداش مقام خوف از پروردگار را چنین توصیف می کند: «وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ؛ و از برای کسیکه از مقام پروردگارش بترسد دو بهشت است» (الرحمن/46). مراد از خوف از مقام ربّ، عبادت برای خود خداست نه برای کسب بهشت و نه برای ترس از دوزخ. و بنابراین، این آیه راجع به مقرّبین و مُخلَصین است که عبادتشان فقط برای ذات حضرت حقّ است، و شائبه غیر در آن نیست. و دو بهشت ظاهراً عبارت است از بهشتی که در اثر جزای عمل داده میشود، و بهشتی که طبق «وَ لَدَیْنَا مَزِیدٌ» (ق/35) به عنوان زیادی از پاداش عمل، حضرت ربّ العزّة عطا میکند.

«ذَوَاتَآ أَفْنَان؛ آن دو بهشت دارای انواع از میوهها است و یا دارای برگها و شاخه هائی است» (آیه 48 سوره الرحمن) چون ذَوَاتَا تثنیة ذَات است که نونش به اضافه ساقط شده. و أَفْنَانٍ یا جمع فَنّ است به معنای نوع، و یا جمع فَنَن است که به معنای شاخه است. «فِیهِمَا عَیْنَانِ تَجْرِیَانِ؛ در آن دو بهشت دو چشمهای است که جاری است» (آِیه 50 سوره الرحمن).

«فِیهِمَا مِن کُلِّ فَـ'کِهَةٍ زَوْجَان؛ در آن دو بهشت از هر نوع میوهای یک جفت است» (آِیه 52 سوره الرحمن). یک میوه ای که در دنیا بوده و بهشتیان آنرا از قبل می شناخته اند، و یک میوه ای که در آنجاست و هنوز آنرا ندیده اند و حالا بدان دست می یابند.

«مُتَّکِـِینَ عَلَی' فُرُشِ بَطَآنءِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَ جَنَی الْجَنَّتَیْنِ دَان؛ تکیه زنندگانند بر فرشهائی که داخل آنها از حریر ضخیم است، و میوه چیده شونده آن دو بهشت نزدیک و در دسترس است» (آِیه 54 سوره الرحمن). فُرُش جمع فِراش است، و فراش به چیزی گویند که مفروش کنند و روی آن بنشینند و یا تکیه زنند. بَطائِن جمع بِطانَة است، و بِطانه به لباس زیرپوش گویند در مقابل ظِهارَة که به لباسی گویند که معلوم باشد و روی لباس میپوشند. و إسْتَبْرَق به ابریشم ضخیم گویند. جَنَا یعنی میوة مُجتَنَی: میوهای که باید چیده شود. و دَانٍ در اصل دانِیٌ بوده است (اسم فاعل از دَنَا یَدْنُو: نزدیک شد) یعنی نزدیک و قریب. و حاصل معنی این میشود که: آنان تکیه میزنند بر فرشهائی که داخل آن از ابریشم ضخیم است، تا چه رسد به ظاهر آن که از ابریشم بسیار بهتر و با ارزشتر است. و میوه های این دو بهشت را که باید بچینند و بخورند، نزدیک است و به مجرّد دست بردن بدست آید، و همه دسترس است. مانند آیه 23 سوره الحاقه: «قُطُوفُهَا دَانِیَةٌ؛ یعنی میوه های چیدنی آن نزدیک است» چون قُطُوف جمع قِطْف است، و قِطْف به میوهای گویند که تازه چیده باشند. و مانند آیه 14 سوره دهر: «وَ دَانِیَةً عَلَیْهِمْ ظِلَـ'لُهَا وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِیلاً؛ و سایه های درختان بهشتی بر سر آنها نزدیک است، و میوه های چیدنی آن، رام و در اختیار آنهاست».

«فِیهِنَّ قَـ'صِرَ ' تُ الطَّرْفِ لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَ لاَ جَآنّ؛ در روی آن فرشها ـ و یا در آن بهشتها ـ زنانی هستند که نظر خود را فقط به ازواج خود انداخته و أبداً اراده غیر آنها را نمی کنند. و قبل از آن ازواج، هیچ فردی از انسان و یا از جنّ، آنان را مسّ نکرده و بکارت آنها را با نکاح نبرده است» (آیه 56 سوره الرحمن). طَرْف به معنای پلک چشم است. و قَـ'صِرَ ' تُ الطَّرْفِ کنایه از زنهائی هستند که نظر خود را کوتاه نموده و به غیر نظر ندارند. طَمْث عبارت است از نکاح توأم با خون آمدن. و جَانّ عبارت از جنّ است. و محصّل معنی آنستکه: آن زنها و حوریّه ها در روی آن فرشها آرمیده ـ و یا در آن بهشتها هستند ـ و أبداً میل به غیر جفتهای خود ندارند، و کمال میل آنان فقط به شوهرهای آنهاست. و آنان باکره هستند، و هیچکس چه از نوع انسان و چه از نوع جنّ، با آنها آمیزش ننموده و بواسطه نکاح، ازالة بکارتشان را نکرده است.


دانلود با لینک مستقیم


بهشت و نعمت های آن درقرآن 12 ص

مقاله جنین شناسی درقرآن

اختصاصی از هایدی مقاله جنین شناسی درقرآن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله جنین شناسی درقرآن


مقاله جنین شناسی درقرآن

لینک پرداخت و دانلود در "پایین مطلب"

فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحات 23

ما می خواهیم به عنوان  یک مسلمان به این دستور قرآن کریم که می فرماید :

« فلینظر الانسان مم خلق» 1

پس بایدانسان توجه کند به چگونگی خلقت خود عمل کرده وان مباحث رابطور گسترده تروبااستفاده از منابع علمی موجود به یاری خداوند ادامه دهیم.

ازابتدای آفرینش یعنی مرحله خلقت انسان ازخاک تاآخرین مرحله یعنی مرحله ولوج  روح که انسان را ازبقیه موجودات متمایز می کند واورا تبدیل به خلقتی دیگر می نماید . در این مرحله خالق هستی بخش ادعای احسن الخالقین بودن خودرا به اثبات می رساند وروح الهی خود را دراو میدمد تا اورا آماده به دوش کشیدن رسالتی عظیم نماید . ابتدایی ترین مرحله خلقت که بارها در آیات متعدد بیان شده، مرحله خلقت انسان از خاک است، بعنوان نمونه :


دانلود با لینک مستقیم


مقاله جنین شناسی درقرآن

نبرد حق و باطل درقرآن

اختصاصی از هایدی نبرد حق و باطل درقرآن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 21

 

نقش قرآن در هدایت گری در تشخیص حق و باطل

درجهان بینی توحیدی اصالت قائل شدن برای شر، ظلمت، باطل، عبث و این گونه امور امکان پذیر نیست یعنی اینها با جهان بینی توحیدی سازگار نیست. جهان بینی توحیدی اساس خلقت را برخیر و حسن و نیکی می داند که درآیه هایی از قبیل الذی احسن کل شی خلقه 1 یا: ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه 2 روشن است، و بعلاوه منطقاً هم چنین است. این مسئله یکی از مهمترین و عمیق ترین مسائل الهیات است و از یک نظر مشکله خیلی بزرگی است که بسیاری درهمین جا لغزیده و به مادیگری گرایش پیدا کرده اند یعنی گفته اند که اگر عالم چنان مبدئی داشته باشد که الهیون می گویند (مبدأ مستجمع جمیع صفات کمالیه) باید خلقت، خیر محض و حق محض و نور محض باشد و حال آنکه ما درخلقت این جور نمی بینیم. ما خلقت را لااقل مخلوطی از ایندو می بینیم 3 و جهان موجود جهان مطلوب نیست (تعبیری که بعضی به کار می برند). اگر جهان مطلوب می بود باید به گونه دیگری می بود. ما اینها را درعدل الهی تا حد زیادی مطرح کرده ایم.

تقریر مطلب به زبان حکمت الهی

جوابی که الهیون می دهند، نه فقط به عنوان یک جواب برای اینها، بلکه اصلاً حل مسئله فی حد ذاته به این صورت است که اصالت با خیر و حق و حسن کمال و زیبایی است؛ نقصها، باطلها، شرها ضرورتهایی هستند که لازمه هستی آن خیرها و حق ها هستند، به صورت یک سلسله لوازم ذاتی لاینفک، ولی نه لوازمی که اصالت دارند بلکه لوازمی که وقتی اینها را با مقایسه با حق و خیر بسنجیم به منزله نمودهایی هستند در مقابل بودها، اما این نمودها لازمه این بوده است که اگر آن بودها بخواهند باشند این نمودها هم قهراً هستند.البته این مطلب به نحو عالی درمحل خودش بیان شده است. درآن مرحله خیلی دقیقش - که آن کمتر به ذهن عامه می رسد - نظیر پیدایش ماهیت است به تبع وجود. خیر محض، هستی است ولی درعین حال درمرتبه ذات هستی که مرتبه ذات حق است نه ماهیت است و نه نیستی، اما لازمه فعل بودن یک فعل و اینکه چیزی فعل یک فاعل (ذات باری) باشد تأخر از فاعل است یعنی یک نوع ضعف وجود درمقایسه با فاعل است والا آن فعل فعل نیست. و ازهمین جا ماهیت پیدا می شود که لازمه فعل بودن، ماهیت داشتن است. و همین طور باز فعل فعل قهراً یک درجه از آن نازلتر خواهد بود. و به این ترتیب نیستی در عین اینکه اصالت ندارد، در هستی راه پیدا می کند؛ تامی رسیم به عالم طبیعت که از نظر علم الهی و حکمت الهی ضعیفترین عوالم وجود و هستی است. در اینجا نشانه های ضعف وجود- که به یک اعتبار نشانه های ضعف وجود است و به یک اعتبار نشانه های ماهیت و نیستی- بیشتر پدیدار است.

پس شر و نیستی در عین اینکه اصالت ندارند و محال است اصالت داشته باشند و سنخ وجود باشند در عین حال از لوازم لاینفک درجات پایین هستی است. و به این ترتیب اگر ما نظام هستی را از آن جهت که هستی است و از بالا ببینیم اصلاً نیستی و حتی ماهیتی نمی توانیم ببینیم، باطل را نمی توانیم ببینیم چون از آن بالا که نگاه کنیم اصلاً چیزی نیست. ولی اگر از نظر دیگر


دانلود با لینک مستقیم


نبرد حق و باطل درقرآن